جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
55
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
فاضلانه و باارزش خود مقام شامخى دارد . بعلاوه دولت فرانسه هيئت اكتشافى تكسيه و فلاندن و كوست و در سالهاى آينده ديولافوا را به ايران فرستاد . كاوشها يا اكتشافات او كه با كمكهاى مالى فراوان انجام يافت به طبع و نشر مجلدات گرانبهائى كه با ذوق و قريحهء ممتازى به تصاوير آراسته شده است منجر گشت . در سال 1859 انجمن جغرافيائى سن پطرزبورگ ، آقاى خانيكف را مأمور كرد و او در كار نقشهبردارى از ايران سبك و سليقهء فاضلانهء علمى را كه بواسطهء محظورات سياسى معوق مانده بود متداول ساخت . هرچند كه در دورهء مزبور انگلستان نه به اين قبيل اقدامات مبادرت ورزيد و نه چنين تحقيقاتى انجام داد و از اين جهت به وضع غيرقابل عفوى سستى نمود ، ولى اقدامات سياسى را كه دولت بريتانيا برعهده گرفته بود به صورت اقدامات و نوشتههاى سر . اف . گلداسميد و دستهء همكاران شايستهء او كه در خدمت هيئتهاى مرزى و تلگراف ( هند و اروپ ) بودند جلوهگر شد . تاريخ سودمندى هم راجع به ايران فقط در يك جلد بوسيلهء كلمنتس مرخام انتشار يافت و تاريخ نيمهء اول قرن حاضر هم با دقت وافى و كافى بوسيلهء آر . جى . واتسن تأليف شد « 1 » ولى زمينهء تاريخ ايران روىهمرفته سزاوار آن است كه كماكان مورد علاقه و كار آن دسته از پژوهندگان انگليسى قرار گيرد كه نعمت كمياب آشنائى به زبانهاى شرقى و اطلاعات تاريخى را با بصيرت در ادبيات قديم توأم سازند . در آلمان شپيگل ، يوستى ، نولد كه وگوت اشميت اين اهتمام را با شايستگى تمام بين خود تقسيم كردهاند . بايستى اضافه نمايم كه تا اين تاريخ بهترين و صحيح - ترين شرح و بيان دربارهء ايران آنهم فقط در يك مجلد صدصفحهاى همان است كه اليزه ركلو « 2 » فرانسوى جزو تأليف معتنابهى بيرون داده است . طى سه قرن اخير بخش شمال شرقى ايران با تصنيفات چند تن از مكتشفين ممتاز بيشتر از پيش در نظر ما روشن گرديده است كه از آن جملهاند خانيكف
--> ( 1 ) - تاريخ واتسن ترجمهء اينجانب به سال 1340 شمسى در تهران چاپ و در سال 1348 تجديد طبع شده است . ( 2 ) - Elisee Reclus